ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن تا ابد خدا نگهدار






رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند

آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند

از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید

تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند





تکیه به شونه هام نکن

من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمی رسیم

بسه دیگه  بذار برم





برو ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ

برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ

تو را با من نمی خواهم که ما معنا کنم دیگر

برو با یک من دیگر بمان ما شو خداحافظ




باران باشد ، تو باشی

یک خیابان بی انتها باشد

به دنیا می گویم خداحافظ





واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار

توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار

تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار




می شه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی

ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری

که با خدا خداحافظی بعضی ها از چشمت جاری می شه





آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه

پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه

واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه

و من سوختم چه عاشقانه





میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمی دهد

پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق

یک نفر دست هایش تکان بخورد




ای که از اول جاده

به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن

تا ابد خدا نگهدار




شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم




و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد





پرستو ها چرا پرواز کردید

جدایی را شما آغاز کردید

خوشا آنانکه دلداری ندارند

به عشقو عاشقی کاری ندارند




خداحافظ برای تو  رهایی

 و برای من فقط درد جدایی

خداحافظ برای تو چه آسان

ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان




خداحافظ طلوعم خداحافظ غروبم

خدا حافظ تو ای تنها امیدم


برچسب‌ها: منو از خاطره کم کن تا ابد خدا نگهدار, تنهایی, دلشکسته, غمگین
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 18:57  توسط salar  | 

به تهیدستی ام نگاه نکن
مگو هیچ نداری
ببین….
“تـــــو را دارم”...!!!




برچسب‌ها: “تـــــو را دارم”, من تو را دارم, غمگین, رویای عاشقانه
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 18:51  توسط salar  | 

ایـــלּ روُزـهـــــآ

פـآلــ وُ ـهَوآے בِلَمـْ مِثــْلـِ قـآصِـבَڪیستــْـ

ڪـِـﮧْ نـَﮧْ פـَتـّے بـﮧْ بــــآבْ ! نَــﮧْ פـَتـّے بـﮧْ نَـسیـــمْـ

بـﮧْ یـڪْ فــوُتـــْـ هَـمـْـ בِلــْפֿــوُشـْـ اَستـــْ

بُگـْבֿآریـבْ بـــِـرَوَבْ...!!!

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید


برچسب‌ها: ایـــלּ روُزـهـــــآ, عاشقانه, غمگین
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 18:44  توسط salar  | 

عـشـق هـمـیـن اسـت کـه بـخـواهـی . . !
چـه سـه چـرخـه ی کـوچـکـی را
چـه هـکـتـارهـا زمـیـن
چـه زنـی را
چـه مـردی را . . !
عـشـق کـم و زیـاد نـدارد،
عـشـق
یـعـنـی هـر چـیـزی کـه
بـا "هـمـه ات" بـخـواهـی . . .

برچسب‌ها: بـا, هـمـه ات, بـخـواهـی
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 18:43  توسط salar  | 

زمسـتان و تابســتان نــدارد....

نـبـاشــی...

چهــار ستون بدنــم میلــــرزد ...!!!


برچسب‌ها: نـبـاشــی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مهر 1393ساعت 4:58  توسط salar  | 

میخوام چنـد خطـی بنویسم برای " تو "
.
" تو " ایـن کلمه ی دو حـرفـی که دنیای مـن شـده است !
.
ایـن " تو " فقط دو حـرف نیست . . .
" ت " : تمنـا
" و " : وجود
ایـن " تو " تمنای وجودت اسـت !
.
میـدانـی . . .
بار ها و بارها از خودم پرسیـده ام که چرا " تو ". . ؟ چرا " او " نـه ؟
از خـدا چـه پنهان . . . از تو پنهان نباشـد . . .
نمیـدانم چرا . . ؟
.
خوب " او " که " تو " نمیـشود
" او " غائب است . . . . اما " تو " مخاطب
" تو " مخاطب تمام ایـن چنـد خطـی های مـن . . .
" تو " ی عزیز. . . میشود مـن هم توی " تو " شوم . . ؟
نـه اوی " تو " . . ؟
میشود . . ؟
.
میگویم " تو " جان
دنیا که با مـن راه نمـی آیـد
" تو " کمــی با مـن راه بیـا
.
.
.
"باور کن چنـد قـدمـی میزنیـم ُ بقیـه راه را پرواز میکنیم"

چطور است؟


برچسب‌ها: میخوام چنـد خطـی بنویسم برای, تو, عاشقانه, غمگین
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 6:8  توسط salar  | 

گاهے فقط בلتـ میخواهـב

زانو هایتــ را تنگــ בر آغــوش بگیرے ...
گوشـﮧ تریـن گوشـﮧ اے کـﮧ مے شناسے بنشینے
 
و فقـط نگاه کنے...
چقـבر בلت براے یکــ خیال راحت تنگـــ مے شوב...

برچسب‌ها: چقـבر בلت براے یکــ خیال راحت تنگـــ مے شوב, دلتنگی, رویای عاشقانه
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 8:53  توسط salar  | 




امــروز
یادمــ افتــاد
دفتــر خاطراتـــے که خیلـــے وقتــ استــ
چیزــےدر آن ننوشته امــ
بــا خودمــ میگویمــ :
" فکرشــ را بکن یک روز میمیرــے او میمانــدو ایـن دفتــر "
دلمــ میســوزد براے تــو
که میشکنــے روزــےکه مـن نیستمــ
تــو ایـن دفتــر را میخوانــے
خــرد میشوے
وقتــے میفهمــے
چقــدر دوستتــ دارم...

برچسب‌ها: چقــدر دوستتــ دارم, غمگین, رویای عاشقانه, دوستت دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعت 3:53  توسط salar  | 



خوشــــــــــبختی داشتن کســـــی است

که بیشـــتر از خـــودش

تــ ــ ــ ــ ــو را بــخواهد

و

بیشـــتر از تــ ـ ـ ـ ـــو

هیـــــ♥ــــــچ نخواهد

و

تــــــ♥ــــو ...

برایش تـــ ــ ــ ــمام زندگی باشی ...


برچسب‌ها: خوشــــــــــبختی داشتن کســـــی است, عاشقانه, غمگین, رویای عاشقانه
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 2:45  توسط salar  | 

عــــــاقبت یک جـــایـــی ...
یک وقتــــــی ...
به قـــول شازده کوچــــولو:
دلـت اهلــی یک نفــر می شـــود ...!!!



برچسب‌ها: عــــــاقبت یک جـــایـــی, غمگین, عاشفانه, تنهایی, رویای عاشقانه
+ نوشته شده در  جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 4:2  توسط salar  |